خواندن مصرف است و نوشتن توليد.
خواننده مصرف كننده است و نويسنده توليد كننده.
خوب! باشه! اما اينقدر كلي نگید. چه مصرف كردن و چه توليد كردن هم مهمه . نه؟
پی نوشت ۱: بعد از ۲۴ ساعت که از نوشتن این پست می گذره اومدم که اضافه کنم من با این تئوری موافق نیستم. صرفا خواندن مصرف نیست. خواندن آگاهانه تولیده. و لزوما نوشتن هم تولید نیست. گاهی نوشتن تنها مصرف ابزاره.
پی نوشت ۲: نقل قولی از دکتروف :" در كودكي هر وقت چيزي ميخواندم، به نظر ميآمد كه دارم همانقدر خودم را با امر نوشتن درگير ميكنم كه با جريان داستان. لازم نبود چيزي بنويسم؛ خود عملخواندن، همان نوشتن من بود."
